آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
204
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
مرزبانان از ميان نجبا درجه اول انتخاب ميشدهاند « 1 » . گاهى در كتب ذكر شده است ، كه فلان مرزبان قصرى در پايتخت داشت « 2 » . از علائم مخصوصه افتخارات مرزبان يكى آن بود كه تختى سيمين « 3 » به او عطا شده باشد ، و مرزبان - شهردار فرمانفرماى ايالت الان و خزر حق داشت ، كه بر تختى زرين بنشيند « 4 » . مرزبان ابرشهر ملقب به كنارنگ بوده است « 5 » . ايالات را باجزائى چند تقسيم كرده ، هر يك را يك استان « 6 » مىگفتهاند . حاكم يك استان را استاندار ميخواندهاند . نام استاندار كشكر و استاندار ميشان در كتب مذكور است « 7 » . در نصيبين مردى باباى « 8 » نام ، كه از دودمان سلطنتى بود ، « افتخارا براى امنيت سرحد » « 9 » سمت استاندارى يافت . ظاهرا استانداران ، كه مثل مرزبانان قوه نظامى هم در اختيار خود داشتهاند « 10 » ، در اصل مباشر املاك سلطنتى
--> ( 1 ) - يك نفر سورن نام در زمان خسرو اول مرزبان ارمنستان شد ( پاتكانيان ، مجله آسيايى 1866 ، ص 183 ) . شاهپور وراز ، كه در عهد نرسه مرزبان آذربايجان بود ، يكى از اشراف درجه اول محسوب ميشده ( فوستوس بيزانسى ، لانگلوا ، ج 1 ، ص 229 ) . شهرين از دوده مهران مرزبان بيت درائى و ناحيه Cosseens بود ( هوفمان ، ص 69 ) . پيران گشنسپ ، از همين دودمان ، مرزبان گرزان و اران و فرمانده چندين هزار سوار بود ( ايضا ص 79 - 87 ) . وهريز ؛ كه ظاهرا از خاندان ساسانى بوده ( نلدكه ، طبرى ، ص 24 - 223 ) ، پس از آنكه يمن به تصرف خسرو اول نوشيروان درآمد ، مرزبان آنجا شد . ( 2 ) - نهايه ، ص 252 . ( 3 ) - طبرى ، ص 864 ، نلدكه ، ص 102 . ( 4 ) - نهايه ، ص 227 . ( 5 ) - بالاتر ، ص 128 ، يادداشت 2 را بهبينيد . ( 6 ) - Istan ( 7 ) - مقايسه شود با هنينگ ، مجله هند و ايران ، 1933 ، ص 224 و بعد . ( 8 ) - Babhai ( 9 ) - هوفمان ، ص 93 . ( 10 ) - نلدكه ، طبرى ، ص 448 .